گفتگو در حدود سینما

  •  
  • 33
  • 0
  • 25
  • English 
May 01st 2012 01:09

سلام. در کلاس فارسی یک تکلیف خانه دریافت کردیم. باید یک گوفتهگو در حدود سینما بنویسیم. و با دوستم ین نوشتیم. (کمی خنده دار، کمی... احمق ؛) )



ی: سلام!
پ: سلام! خوبی؟
ی:آره، بد نیستم، مهرسی. و تو؟
پ: هم بد نیستم، مهرسی.
ی: خوب. یک سوال دارم. می خویام به سینما برم، دوست داری با من در جمعه بیای؟
پ: خیلی دلم می خواد، اما، متاسفانه، در جمعه باید درس بخوانم.
ی: خوب پس دوست داری در شنبه بریم؟
پ: آره، اما در شنبه باید برادرم می باشم.
ی: هممم... یک فکر دارم. می توانیم با برادرت بریم.
پ: این فکر خوبی ه! اما تو ذرت بو داده ا و می خریش!
ی: باشه.
پ: خوب راستی الان چه فیلمی روی پردس؟
ی: «از درون آفریقا»
پ: خیلی بد شد! من این فیلمو ده سال پیش دیدم.
• ی:آیا شما می خواهید این فیلمو دوباره تماشا کنی؟
پ: نه! یکی به اندازه کافی ه!
ی: تو از این فیلم هوشم اومد ؟
پ: نه من از این فیلم متنفرم
ی:ای بابا! تو می خواهی «بپایان رساننده» ببینی؟
پ:آره! من «بپایان رساننده» خیلی دلم.! این بهترین فیلم از همه را دیده ام.!
ی : من هم دلم. آرنولد یک بازیگری بزرگ ه.
پ افرین! باید بلیط رایگان در سینما وجود دارد.
ی: این چک می کنی . یادت باشه . حتمن بهه، زنگ بزنی و فانتا بیای.
پ : خب در شنبه میبینمت
ی: اره. و فعلاً خدا حافظ، تا فردا.
پ: خدا حافظ!